آيا اسلام در اصل يک نسخه از مسيحيت است؟ مصاحبه با کارل - هاينتس اوليگ، دينشناس و اسلامشناس درباره آغاز اسلام، ترجمه ب. بینياز (داريوش)
از متن:
کريستف لوکسنبرگ اثبات کرده که قرآن در يک محيط زبانی آرامی- عربی نوشته شده بود، و بندهای زيادی از قرآن فقط زمانی معنی پيدا میکنند که ما آن متون را آرامی - سريانی که به خط عربی نوشته شدهاند بخوانيم. در يک پژوهش نوين همچنين او با خطاهای نسّاخان (رونويسبرداران) نشان داده است که کاتبان قرآن از روی متون سُريانی رونويسی میکردند. به عبارتی، قرآن از يک پيشينهی سُريانی – آرامی و بدين ترتيب مسيحی برخوردار بوده است. اين کشف با سکههای يافتشدهی عربها مطابقت دارد. اين سکهها نشان میدهند که سرچشمهی جنبش قرآنی در شرقِ بينالنهرين (ميانرودان) يا دقيقتر گفته شود در يک محيط ايرانی- سوری بوده است.
http://news.gooya.com/politics/archives/2013/02/154838.php
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 11:5  توسط مهدی میرابیان
|
پارسال مقاله ای از من تحت عنوان "تلقی فیشته از مفهوم حق طبیعی و نقد هگل بر آن" در مجله به اصطلاح "علمی-پژوهشی" فلسفه دانشگاه تهران چاپ شد. این مقاله در اصل ترجمه ای بود از مقاله ای با عنوان Hegel's Critique of Fichte in the 1802/3 Essay on Natural Right نوشته جیمز کلارک (James Clarke). من این مقاله را سال 93 ترجمه کردم و برای چاپ به نشریه هایی که ترجمه هم چاپ می کردند فرستادم. اما پاسخ منفی بود. این بود که تصمیم گرفتم با تغییر نام مترجم به مولف، مقاله را برای نشریه ای تخصصی بفرستم. در میان نشریات مجله فلسفه را برگزیدم. ماجرای رسوایی استاد تمام دانشگاه تهران و سکوت اساتید معزز فلسفه دانشگاه مادر هم مزید بر علت شد. در کمال ناباوری، ظرف سه ماه مقاله من داوری شد و بدون هیچ اصلاحی آماده برای چاپ. درحالیکه روند چاپ مقاله در این نشریه و نشریاتی از این دست گاه تا یکسال بطول می انجامد. خلاصه، داستان آن مقاله کذا یکبار دیگر ثابت کرد آنچه در دانشگاه های ما اهمیت ندارد "علم" است. حال شاید این پرسش به میان بیاید که سردبیر یا داوران محترم مقاله چطور می توانستند به این مطلب پی ببرند که این مقاله نه تالیف بلکه ترجمه است؟ در پاسخ باید بگویم داور اگر داور باشد به راحتی می تواند مو را از ماست بیرون بکشد. خصوصا اینکه وقتی با چکیده ای مواجه باشد که کاملا شبیه به چکیده مقاله اصلی است. هر مقاله از فیلتر سه نفر داور می گذرد تا برای چاپ آماده شود. من خود تا به حال داوری چندین مقاله را برای مجله متافیزیک اصفهان بر عهده داشته ام و برای داوری هر مقاله دست کم دو تا سه هفته زمان صرف کرده ام و با این کار به اصالت مقالات پی برده ام (گرچه دست آخر به این نتیجه رسیده ام که ما هنوز قادر به نوشتن مقاله های علمی اصیل در حوزه فلسفه نیستیم، هر چه هست یا ترجمه است بنام تالیف یا اقتباس یا آنچه اخیرا میگویند پارافراز).
ممکن است عده ای مرا متهم کنند به فریبکاری. اما هدف من نشان دادن ضعف ها و ایرادهای اساسی در نظام آموزشی بود. در کل امیدوارم این نوشته و اعتراف به دست دست اندرکاران مجله برسد تا زین پس در انتخاب داوران مقالات دقت بیشتری به خرج دهند و کارهای دقیق تری از آنان بخواهند.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 9:6  توسط مهدی میرابیان
|