قطعات فلسفی

انجیل لیبرال و مساله حاکمیت

در انگلستان قرن هفدهم اتفاقی رخ داد که از منظر الهیات سیاسی اهمیت ویژه ای دارد: به تدریج انجیلی لیبرال، که در آن نه از وضعیت استثنا (مثلا معجزه) خبری بود و نه از خدای خودسر، جایگزین انجیلی محافظه کارانه شد که برای قرن ها مبنای نظری سلطنت مطلقه و پدرسالاری بود. انجیل لیبرال تلاش می کرد قدرت مطلق را به رأی شورا و مهم تر از آن به قانون تفویض نماید. حاصل کار، استحاله کتاب مقدس از یک کتاب الهیاتی به یک سند فرهنگی بود. در این لحظه تاریخی و در ابتدای دوران جدید، کتاب مقدس، «سخاوتمندانه»، نقش تئوکراتیک خودش را رها کرده و به بنیادی برای دولت مدرن تبدیل شد.

انجیل لیبرال این ادعا را مطرح می کرد که انجیل راستین، و خدای آن، در تقابل با تئوکراسی، حق الهی شاهان و هر سنخ از جباریت است. تاکید این انجیل بر آن بود که مسیحیت هرگز در نسبت با نهادهای بشری از قبیل دولت و قانون، جایگاه ممتازی نداشته است. هدف کلی انجیل لیبرال این بود که بگوید کتاب مقدس مسیحیان نه تنها در تقابل با نهادهای قانونی جدید نیست، بلکه حامی آنها نیز هست. انجیل لیبرال نه نسخه ای جدید از انجیل و نه ترجمه ای از آن بود بلکه حاصل یک جریان تفسیری نیرومند بود. این انجیل درصدد بود نشان دهد که چگونه انجیل مسیحیان و خدایش فروتنی پیشه کرده و قدرت را واگذار می کنند. همه اینها نشان از ظهور گفتار جدیدی داشت که قرار بود رفته رفته قانون را فراتر از حاکم نشانده و حق معافیت و عدم شمول (dispensation/ dispensatio) را از شاه بگیرد. انقلاب شکوهمند انگلستان حاصل این تحولات بنیادین در حوزه الهیات و الهیات سیاسی بود.    

با این مقدمات، و البته  با در نظر گرفتن تفاوت ریشه ای میان کتاب مقدس مسیحیان و قٰرآن، شاید بتوان کوشش برخی از محققان معاصر نظیر محسن کدیور را، که قرآن را نه کتاب قانون بلکه کتاب اخلاق در نظر می گیرند، تلاشی در جهت تبدیل کتاب مقدس مسلمانان از یک سند حقوقی به یک «سند فرهنگی» به شمار آورد. این تلقی از قرآن می تواند نوری بتاباند به ریشه های مبهم و تاریک «آیات الاحکام» که همواره همچون مانعی سترگ بر سر راه قانون عرف ظاهر شده اند. استحاله قرآن به کتاب اخلاق و تبدیل احکام و قوانین سفت و سخت آن به گزاره های اخلاقی، البته اگر چنین چیزی امکان پذیر باشد، سبب خواهد شد که کتاب مقدس مسلمانان، «سخاوتمندانه»، نقش تئوکراتیک خود را رها کرده و تبدیل به بنیادی برای دولت عرفی شود؛ یا به عبارت دیگر، با به حال خود رهاکردن «منطقه فراغ شرع»، امکان تاسیس دولت بااساس (constitutional state) و همه نهادهای مرتبط با آن را فراهم سازد.

 

در باب انجیل لیبرال می توانید به مقاله زیر مراجعه کنید:

Sherwood, Y. (2008). The God of Abraham and Exceptional States, or The Early Modern Rise of the Whig/Liberal Bible. Journal of the American Academy of Religion [Online] 76:312-343. Available at: http://dx.doi.org/10.1093/jaarel/lfn008.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۷ساعت 22:19  توسط مهدی میرابیان  |