در ضرورت اصلاحات
احتشامالسلطنه «براي نجات مملكت از خطري كه هستي آن را تهديد ميكند، در ضرورت اصلاحات به تاكيد سخن گفت. او در تشريح خرابي حكومت ايران و نادرستي وزيران و ورشكستگي دستگاه مالي و اداري دولت و ديگر مفاسد معلوم، هيچ خودداري نداشت. بياناتش سخت مهيج افتاد. و گرچه نظر او بدون شك همان عقايد عامهي مردم است... هرگز چنين آشكارا ادا نشده بود». اميربهادر، وزير دربار، چند بار كلام وي را بريد كه: «اين حرفها خيانت است». اما احتشامالسلطنه از انتقاد باز نايستاد. در نقشهي اصلاحاتي كه عرضه داشت، «تاسيس مجلسي را پيشنهاد كرد كه وكلايش را ملت برگزينند. و گفت اگر قرار است كار اصلاح مملكت را جدي بگيريم، پادشاه نيز بايد از راي مجلس ملي متابعت فرمايند». باز اميربهادر به اعتراض برآمد كه: «هرگز به چنين كارهاي انقلابي تن در نخواهد داد... ديگر حاضران از اعلام راي قطعي پرهيز جستند و به تمجمج و دوپهلو حرف زدن كه شيوهي خاص ايراني است، برگزار ساختند». وزير اعظم، عينالدوله، كه حضور شاه رفت، مطلب را چنين عنوان كرد كه: «برخي قصد محدود ساختن قدرت سلطنت را دارند و با نقشهي انقلابي در پي برانداختن سلسلهي قاجار هستند». شاه در جواب او متذكر شد: «همگي پادشاهان مغربزمين به ياري مجالس ملي خود حكومت ميكنند و قدرت و استقلال دولتهاي ايشان بيشتر از قدرت و استقلال دولت ماست». باري «دوستان و هواخواهان احتشامالسلطنه روش دليرانهي وي را در تشريح مفاسد ويرانگر مملكت، و همچنين پيشنهادش را در آزادي سياسي آفرين گفتهاند». در واقع «بيان جاندار و فصيح احتشامالسلطنه يكباره در شهر منتشر گرديد».
فریدون آدمیت، ایدئولوژی نهضت مشروطه ایران، صص: 159-160