قطعات فلسفی

نقد ایده تداوم الهیات سیاسی: بینش‌هایی از متفکران اوایل دوران مدرن

این نوشته خلاصه‌ای از مقدمه کتاب ویکتوریا کان با عنوان «آینده توهم: الهیات سیاسی و متون اوایل دوران مدرن» (The Future of Illusion: Political Theology and Early Modern Texts) است. کان در مقدمه خود، ادعاهای معاصر درباره تداوم الهیات سیاسی را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد چگونه متفکران اوایل دوران مدرن مانند توماس هابز و جامباتیستا ویکو چارچوبی سکولار برای درک عاملیت انسانی و اقتدار سیاسی ارائه کردند.

ادعاهای معاصر: دریدا و آگامبن

  • ژاک دریدا:

آثار دریدا اغلب این ایده را بررسی می‌کند که مفاهیم سیاسی به‌طور ذاتی دارای بنیانی الهیاتی هستند. او معتقد است که حتی ساختارهای سیاسی سکولار نیز نمی‌توانند به‌طور کامل از ریشه‌های مذهبی خود جدا شوند. به گفته دریدا، اقتدار سیاسی اغلب به یک بنیان اسرارآمیز یا «خشونت اولیه» وابسته است که نمی‌تواند به‌طور کامل عقلانی یا سکولار شود.

  • جورجو آگامبن:

آگامبن استدلال می‌کند که وضعیت استثنایی، که محور اقتدار سیاسی است، ریشه‌های عمیق الهیاتی دارد. او قدرت سیاسی مدرن را به شدت در هم تنیده با مفاهیم مذهبی مانند حاکمیت و تقدس می‌بیند، که حتی در دولت‌های ظاهراً سکولار نیز همچنان پابرجا هستند. مفهوم «هومو ساکر» آگامبن، پیوستگی بین اعمال مذهبی باستانی و ساختارهای سیاسی مدرن را برجسته می‌کند.

متفکران اوایل دوران مدرن و چارچوب‌های سکولار

مقدمه ویکتوریا کان این ادعاهای معاصر را به چالش می‌کشد و بر این تمرکز می‌کند که چگونه متفکران اوایل دوران مدرن مانند توماس هابز و جامباتیستا ویکو زمینه را برای درک سکولار از اقتدار سیاسی و عاملیت انسانی فراهم کردند.

  • توماس هابز:
    • حاکمیت سکولار: نظریه سیاسی هابز، به ویژه در لویاتان، از شکلی از اقتدار سیاسی دفاع می‌کند که بر قرارداد اجتماعی استوار است نه حق الهی. او استدلال می‌کند که مشروعیت اقتدار سیاسی از رضایت حکومت‌شوندگان ناشی می‌شود، نه از حکم الهی. این نمایانگر گامی مهم به‌سوی سکولاریسم در اندیشه سیاسی است.
    • عاملیت انسانی: هابز بر نقش عاملیت انسانی و عقلانیت در شکل‌گیری و حفظ نظم سیاسی تأکید می‌کند. دیدگاه او از انسان‌ها به عنوان موجوداتی ذاتاً خودخواه و عقلانی که برای تضمین بقای خود وارد قرارداد اجتماعی می‌شوند، نشان‌دهنده فاصله گرفتن از این ایده است که اقتدار سیاسی باید در اراده الهی ریشه داشته باشد.
  • جامباتیستا ویکو:
    • پوئسیس و دانش: اصل «وروم فکتوم» (verum factum) ویکو، که می‌گوید انسان‌ها فقط می‌توانند به‌طور واقعی چیزی را بشناسند که خودشان ساخته‌اند، چرخش سکولار در اندیشه اوایل دوران مدرن را بیشتر تثبیت می‌کند. این اصل بر خلاقیت و عاملیت انسانی به عنوان محور درک جهان، از جمله ساختارهای سیاسی، تأکید می‌کند.
    • تاریخ سکولار: «علم جدید» (New Science) ویکو، تاریخی از جامعه انسانی ارائه می‌دهد که چرخه‌ای است و بر اعمال و نهادهای انسانی استوار است نه بر مشیت الهی. او اسطوره‌ها و روایت‌های مذهبی را به عنوان ساخته‌های انسانی تفسیر می‌کند که واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی را منعکس می‌کنند، نه مداخلات واقعی الهی.

پیامدهای چارچوب سکولار

  • استقلال خرد انسانی:

حرکت به سوی چارچوب سکولار بر استقلال خرد و خلاقیت انسانی در شکل دادن به نهادهای سیاسی تأکید می‌کند. این نشان می‌دهد که اقتدار سیاسی می‌تواند از طریق عقلانیت انسانی و توافق‌های اجتماعی درک و توجیه شود، نه از طریق مفاهیم الهیاتی.

  • نقد بنیان‌های الهیاتی:

با تمرکز بر عاملیت انسانی و قرارداد اجتماعی، متفکرانی چون هابز و ویکو نقدی بر بنیان‌های الهیاتی اقتدار سیاسی ارائه می‌دهند. آنها استدلال می‌کنند که مشروعیت سیاسی نیازی به حکم الهی ندارد، بلکه می‌تواند از طریق اجماع انسانی و تفکر عقلانی ایجاد شود.

  • نظم سیاسی انسان‌محور:

چرخش اوایل دوران مدرن به سوی سکولاریسم، بنیانی برای دموکراسی‌های لیبرال مدرن می‌گذارد که حقوق فردی، برابری و حاکمیت قانون مبتنی بر خرد انسانی را در اولویت قرار می‌دهند. این چارچوب، تداوم الهیات سیاسی را به چالش می‌کشد و پیشنهاد می‌کند که نظم و اقتدار سیاسی می‌تواند بر اصول انسان‌گرایانه و عقلانی استوار باشد.

نتیجه‌گیری

مقدمه ویکتوریا کان بر «آینده توهم: الهیات سیاسی و متون اوایل دوران مدرن» ادعاهای معاصر درباره تداوم الهیات سیاسی را به چالش می‌کشد و بر چارچوب‌های سکولاری تأکید می‌کند که توسط متفکران اوایل دوران مدرن توسعه یافته است. توماس هابز و جامباتیستا ویکو نمونه‌هایی از چرخش به سوی درک اقتدار سیاسی و عاملیت انسانی از طریق اصول سکولار، عقلانی و انسان‌محور هستند. این تغییر نه تنها بنیانی برای اندیشه سیاسی مدرن فراهم می‌کند، بلکه نقدی قدرتمند بر این ایده ارائه می‌دهد که اقتدار سیاسی باید ذاتاً بر بنیان‌های الهیاتی تکیه کند. کان با بازنگری کوشش‌های اندیشمندان اوایل دوران مدرن، به اهمیت درک سکولار از سیاست که به خلاقیت و عقلانیت انسانی احترام می‌گذارد، تأکید می‌ورزد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر ۱۴۰۳ساعت 14:17  توسط مهدی میرابیان  |