قطعات فلسفی

دیگری به مثابه امر اخلاقی

از نظر هگل، آزادی یعنی «در خانه بودن با دیگری». «دیگری» در اینجا امری کاملاً اخلاقی است. «دیگری» حدود و مرزهای امیال مرا تعیین می کند. لکان بعدها این ایده را مطرح خواهد ساخت که: «میل ما میل دیگری است». ایده ای کاملاً هگلی.

در انتهای بخش آگاهی در کتاب پدیدارشناسی روح می بینیم که آگاهی بدل می شود به میل دائماً نفی کننده و از راه این نفی است که احساس خرسندی می کند . اما این آگاهی در ادامه، با آگاهی ای از جنس خود مواجه می شود ، آگاهی ای که قادر به نفی کردنش نیست. آگاهی دوم ، میل دائماً نفی کننده آگاهی نخست را به کنترل خویش در می آورد . از اینجا به بعد، بحث آزادی ذیل این رابطه به غایت پیچیده مطرح می شود. باید توجه داشت که هگل از مخالفان ایده آزادی مطلق است و ترور و وحشت را نتیجه بلافصل آن می داند؛ درست مثل آنچه در انقلاب فرانسه رخ داد. آزادی هگلی یک آزادی انضمامی است، یعنی آزادی باواسطه. واسطه در اینجا «دیگری» است. بنابراین آزادی انضمامی از خلال بازشناسی «دیگری» ممکن می شود:

«من تنها زمانی آزادم که دیگری نیز آزاد باشد و آزاد بودن دیگری یعنی به رسمیت شناختن استقلال  و به خود قائمی او از سوی من.»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 18:32  توسط مهدی میرابیان  |